نمایش 1–100 از 188 نتیجهمرتبسازی بر اساس محبوبیت
نمایش
همه
جهان كوچك من(چاپ دوازدهم)
جهان بعد از تو، جهان سايهها
شاهزاده هری در آب نمک
دیگر خسته بودم م یخواستم به خانه بروم متوجه شدم خانه به چه مفهوم پیچیده ای تبدیل شده است. شاید هم همیشه این طور بود. به باغستان اشاره کردم به شهر و به ملت ویلی اینجا قرار بود خونه ی ما باشه ما قرار بود تا آخر عمر اینجا زندگی کنیم. ولی تو رفتی هارولد سرم را عقب بردم نمی توانستم چیزی را که می شنیدم باور کنم. اختلاف بر سر اینکه این اوضاع تقصیر چه کسی است یا چطور کار به اینجا کشید را می شد فهمید اما چطور می تواند ادعا کند از دلایل قرار من از سرزمین زادگاهم به کلی بی خبر است؟ سرزمینی که برایش جنگیده بودم و آماده بودم برایش بمیرم سرزمین مادری ام این کلمات ناخوشایند این تجاهل به دلیل فرار دیوانه وار من و همسرم که فرزندمان را برداشتیم و دیگر پشت سرمان را هم نگاه نکردیم. چطور ممکن است؟ به درختان نگاه کردم به پدر نگاه کردم او هم طوری به من خیره شده بود انگار میگفت من هم نمیدونم
با خودم فکر کردم شاید واقعا نمی دانند. راستش را بخواهید شاید خودم هم نمیدانم سرسام آور بود. شاید هم حقیقت داشت. اگر آنها واقعا نمی دانستند چرا رفتم شاید اساسا من را نمی شناختند. شاید هیچ وقت من را نشناخته اند و اگر بخواهم داد انصاف بدهم. شاید من هم آنها را نمی شناختم تنم از این تصور یخ کرد و باعث شد شدیدا احساس تنهایی کنم اما باعث عصبانیتم هم شد. فکر کردم باید به آنها همه چیز را بگویم به پدرم به ویلی و به تمام دنیا!
بسته فرهنگي شازده كوچولو(چاپ سوم)
بدون بال پرواز كن(چاپ پنجم)
من آدم دير رسيدن بودممن آدم دير رسيدن بودم
من سر قولم هستم(چاپ پانزدهم)من سر قولم هستم(چاپ پانزدهم)
جنگجوی ظريف(چاپ يازدهم)
بازدم
سنگینی جسم، روحم را مچاله میکند. گویی صدها وزنه به من آویخته شده. یک قدم جلوتر میروم. به پایین نگاهی می اندازم. به آسمان نزدیک ترم تا به زمین. تردید دارم. میترسم بپرم و به جای پرواز، سنگینی کالبد مرا به زمین بکوبد. شاید هم سقوط، شرط پروازم است. چشم میبندم. دستانم با موسیقی پخش شده در ذهنم، بدنم را وجب میکند. سانت به سانت.سلول به سلول. دستم را آرام روی پوستم میکشم. پوستی که حصاری است، بین من تا من. دندهها حالم را بهم میزند. رگ های بیرون زده ی دستم، طناب هایی است دور تا دور وجودم. قفس مغز اجازه هر کاری را از من گرفته.ساکن و بی حرکت، روح محبوسم را به آغوش میکشم. دمی عمیق میگیرم. تنها راه پرواز، بازدم نفسهای تکه پاره شده است. رها از قفس سینه، و پرواز به جایی که عاری از قفس است.
كتاب صوتی مصيبتهای عاشقی
كنترل گری و راه های خروج از آن
پری نوشت(چاپ سوم)
آوان
نفس را باید حبس کرد و هر دم را«باز دم»گرفت؛ روح را باید در آغوش گرفت و با «بی وزنی» گفت: «خودم بهت پرواز و یاد میدم» و بعد «اطلس»کلمات را نشان داد و قلم را به «دستان خدا» سپرد و نوشت؛ به اینکه کجاست و زمان چه وقت است توجه ای نکرد و مثل یک «پزشک با محبت» کلمات را تیمار کرد. باید نوشت حتی اگر در «هفتمین روز» از پاییز غم انگیز بود! سخت است، اما (قسم به قلم و آنچه که می نویسد) فقط کافیست «امید» داشت به«دست های نارنجی»، و «کلاف» کلمات را رها کرد و دل خوش بود حتی به «یک ارزن تلاش»و بلند گفت «اجازه حضور بده»
بسته ويژه بايكوت
سائل
آدمك های ابری
درس هایی از خانم شیمی دان اثر بانی گارموس
آبی قرمز
كتاب آبی قرمز مجموعه نوشتههای محمد ارجمند ،نويسنده جوانی آينده دار است كه اميد است با تلاش و پشتكار اين مهم رقم بخورد.
اين دومين اثر مكتوب وی است كه اقدام به انتشار آن نموده است.
وی اين كتاب را به اين شكل شروع كرده است
با نفس های گرم ودست های پر مهرشان،
جسمم را بیست و چهارساله،
و همهی آدمهای نه چندان خوب وتلخی که با رنجهایشان،
با دردشان،
با تزریقِ حال بدشان،
روحم را چهل ساله کردند؛
امضاء ، محمد ارجمند
بسته ويژه بايكوت
در سایه روشن زمان
در باب اعتماد به نفس
شاید همهی ما اعتماد به نفس را هدیهای الهی از سوی خداوند بدانیم که فقط به افرادی خاص عطا شده است. این موضوع را احتمالا در لحظاتی به یاد میآوریم که تصمیم داریم کاری که برایمان سخت است انجام دهیم. کارهایی مانند حل معادلاتریاضی به اعتماد به نفس چندانی احتیاج ندارند؛ اما پیشنهاد ازدواج دادن به کسی که دوستش داریم یا درخواست اینکه همسفرمان صدای موسیقیاش را کم کند، از این نوع کارها است.
حالا چه باید بکنیم؟
«آلن دوباتن» در کتابش «در باب اعتماد به نفس»، مجموعه مهارتها، ایدهها و افکاری را به شیوهای نظاممند به ما میآموزد که با آموختن آنها به تدریج میتوانیم اعتماد به نفس را در خودمان بیشتر کنیم.
كتاب صوتی«تماس اضطراری»
رد پايت را باد برده
خيالبافیها 1
چيزهايی هست كه نمیدانی (چاپ پانزدهم)چيزهايی هست كه نمیدانی (چاپ پانزدهم)
خيالبافیها 2
آل م
سرپناه بارانی
آدمها و زندگي كوچك
برسد به دست نيك آفريد
تنها در پاريس و داستان هاي ديگر
می گفت…
كتابخانه نيمه شب
از دور
آلبوم «تماشايی»(CD)آلبوم «تماشايی»(CD)
همه چيز از يك شوخي شروع شد
پنج قدم فاصله
هنوز هم من
ماه عسل در پاريس
?If he wasnt the one,then who is
ماشين تجربهماشين تجربه
FIVE FEET APART
Me Before You
After You
عاشقم كن
تمام حرف ما این است
به قول ابراهیم هادی :
به فکر مثل شهدا مردن نباشیم
به فکر مثل شهدا زندگی کردن باشیم.....!
اینکه داستان چیست و از کجا آغاز شد، روایتی عجیب و غریب دارد، قاطع می گویم، همین امروز که مقدمه را مینویسم، اگر برگردم به چندماه قبل، با بسیاری از مطالبی که در این کتاب خواهید خواند، با شخصیتهایی که از آنان نام بردهام، هیچ آشنایی نداشتم و در بسیاری امور هم به این مسائل کمتوجه یا حتی باید بگویم بی توجه بودم.
شخصی که پشت این قلم نشسته است، نه مذهبی ست و نماز شبخوان، نه لاقید و لامذهب، اما امروز حالش از چند ماه قبلش خیلی بهتر است.
اتفاقی رخ داد شبیه یک تلنگر، در برخی جنبهها بیداری خوبی سراغم آمد، دیدم و متوجه شدم که زندگی همه آنچه ما تصورش را داریم، نیست، زندگی همهاش تلاش برای خود و دنیا نبوده و رسیدن، آن رسیدنی که ما به دنبالش هستیم، نیست....
گامبی وزير
درباره ی کتاب گامبی وزیر :
داستان این کتاب خواندنی و هیجان انگیز در دهه ی 1960 شروع می شود؛ زمانی که دختری هشت ساله به نام بت هارمون به یک پرورشگاه می رود تا در آن جا بماند؛ چرا که مادرش در اثر تصادف با اتومبیل کشته شده است. بت که کودک ساکت و آرامی ست.توجه شجاع ترین و قدبلندترین دختر پرورشگاه جولین را به خود جلب می کند و با هم دوست می شوند .
پروانه در شيشه میميرد
آرزوهایمان در این دنیا، مثل پروانههای رنگارنگ و زیبایی هستند.
پروانههایی که تا رَها هستند و می توانند آزادانه به هر جهت بروند، شاداب و سر زنده اند اما به محض گیر افتادن در هر دامی شادابی خود را از دست داده و رفته رفته به مرگشان نزدیک تر میشوند...
پروانههایی که وقتی زندهاند، می میرَند...
پروانههایی که با هر نگاهی از پشت شیشه به دنیای بیرون هزار بار میمیرَند و زنده میشوند...
پروانههایی که زنده اند اما زندگی نمیکُنَند
شين مهربان
وصيت نامه
پندار
نجوای عاشقانه
آخرين دلتنگی
مستند می گويم دوستت دارم
پس از تو
Paris For One
دختری كه رهايش كردی
من پيش از تو
نامه های سپيد
سين ميم
پيوست به نامه قبلی
مصيبت های عاشقی
برانجلینا
آنچه دنبالش هستید در کتابخوانه است
میچیکو آئویاما (نویسنده) در سال 1970 در استان آیچی، هونشو، ژاپن به دنیا آمد. پس از دانشگاه، او گزارشگر یک روزنامه ژاپنی مستقر در سیدنی شد و سپس به توکیو بازگشت و به عنوان سردبیر مجله مشغول به کار شد. آنچه شما به دنبال آن هستید در کتابخانه است در فهرست نهایی جایزه کتابفروشان ژاپن قرار گرفت و به پرفروش ترین کتاب ژاپن تبدیل شد. به بیش از بیست زبان ترجمه شده است. آئویاما در یوکوهاما، ژاپن زندگی می کند.
با آنکه میخواهم بمیرم دلم دوکی بوکی میخواد
بک سهی متولد 1990، قبل از اینکه به مدت پنج سال در یک موسسه انتشاراتی کار کند، در دانشگاه نویسندگی خلاقانه آموخت. او به مدت ده سال تحت درمان روانپزشکی برای دیستیمیا (افسردگی خفیف مداوم) قرار گرفت که موضوع مقاله های او شد، و سپس می خواهم بمیرم، اما می خواهم تئوکبوکی بخورم، کتاب های یک و دو. غذای مورد علاقه او tteokbokki است و با سگ نجاتش جارام زندگی می کند.
فریدا چه میکرد
فریدا کالو به همان اندازه که به خاطر روح سرکشش مورد تمجید قرار می گیرد، برای هنرش نیز مورد احترام است، و امروزه نمادی فمینیستی از خلاقیت جسورانه محسوب میشود. نقاشی های او مورد تحسین علاقه مندانش در سراسر جهان قرار گرفته، اما شاید بزرگ ترین اثر هنریاش، زندگیاش باشد. کتاب «اگر فریدا بود، چه میکرد؟» به پوشش خاص این هنرمند، سیاست های صریح و بیباکیاش در عشق و هنر حتی در مواجهه با مشکلات و شکست عاطفی می پردازد. ما شاهد ازدواج پر فراز و نشیب او با نقاش دیواری معروف دیگو ریورا هستیم، در این کتاب جذاب و خواندنی نویسنده، روح جسور فریدا را احضار کرده که زنان را تشویق میکند بی هیچ ترس و واهمهای بیافرینند و حقیقت وجودشان را ابراز کنند.
ایلان ماسک
والتر ایساکسون، زاده ی 20 می 1952، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی است.والتر پس از گذراندن دوران مدرسه به دانشگاه هاروارد رفت و در سال 1974 در رشته ی تاریخ و ادبیات فارغ التحصیل شد. او سپس در کالج پمبروک، فلسفه، سیاست و اقتصاد خواند. ایساکسون حرفه ی روزنامه نگاری را در روزنامه ی ساندی تایمز لندن آغاز کرد و در سال 1978 به مجله ی تایم پیوست.
آبهای شمالی
ایان مگوایر، نویسنده و دانش پژوه انگلیسی است.مگوایر در شهر هال در یورکشایر شرقی به دنیا آمد و در دانشگاه منچستر تحصیل کرد. او مدرک دکترای خود را در رشته ی ادبیات آمریکا در قرن نوزدهم از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. مگوایر، داستان های خود را در مجلات معتبری همچون پاریس ریویو و شیکاگو ریویو به چاپ رسانده است.
آخرین نقاشی سارا دِفُـس
کتاب «آخرین نقاشی سارا دفس» رمانی نوشته «دومینیک اسمیت» که اولین بار در سال 2016 انتشار یافت. وقتی دو هنرمند هلندی به نام «بارن» و «سارا دفس» دخترشان را به خاطر ابتلا به طاعون در سال 1635 از دست می دهند، با مشکلات روحی و مالی شدیدی مواجه می شوند. «سارا» علیرغم این بداقبالی و قانونی که زنان را از کشیدن مناظر منع می کند، اثری را به وجود می آورد که منظره ای زمستانی را به تصویر می کشد.
مردی ثروتمند و ساکن نیویورک به نام «مارتی دگروت» این نقاشی را در سال 1958 به ارث می برد، اما بعد از یک ضیافت خیریه در آپاتمانش، درمی یابد که نقاشی با نسخه ای جعلی جا به جا شده است. جست و جوی «مارتی» برای یافتن نقاشی، او را به بروکلین می برد و با «الی شیپلی» آشنا می کند. سال ها بعد، «مارتی» و «الی» در سیدنی دوباره ملاقات می کنند—جایی که زندگی آکادمیک «الی» به خاطر امکان حضور همزمان نسخه اصلی نقاشی و نسخه جعلی آن در یک نمایشگاه، به خطر می افتد.
جنس ضعیف
اوریانا فالاچی روزنامه نگار ، نویسنده و مصاحبه کننده ی سیاسی ایتالیایی بود. او که در طول جنگ جهانی دوم در جبهه ی مخالف با موسولینی به پدرش در مبارزه کمک می کرد ، فعالیت روزنامه نگاری طولانی و موفقی داشت. فلاچی به دلیل پوشش جنگ و انقلاب در سراسر جهان مشهور شد و "مصاحبه های طولانی ، پرخاشگرانه و آشکار او با بسیاری از رهبران جهان در دهه های 1960 ، 1970 و 1980 مشهور شد. فالاچی همچنین رمان های زیادی هم نوشته است که همگی مورد توجه قرار گرفته اند. در ایران فالاچی را بیشتر با کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد می شناسند.
کتاب جنس ضعیف گزارشی است از زنان مختلف در کشورهای گوناگون جهان. فالاچی به پیشنهاد مدیر روزنامه ای راهی سفر به کشورهای شرقی می شود تا به ثبت گزارشی از زندگی زنان در این کشورهای بپردازد. سفر او از پاکستان آغاز می شود و به سمت کشورهای هند، اندونزی، هنگ کنگ، ژاپن، هاوایی و آمریکا ادامه می یابد. این کتاب به بررسی زندگی زنان در کشورهایی می پردازد که زنان در آن ها به عنوان جنس ضعیف یا جنس دوم شناخته می شوند. او در کتاب جنس ضعیف باورها و سنت های غلطی که سال ها باعث آزار و اذیت زنان در کشورهای مختلف دنیا شده است را بررسی کرده است.
مدیر روزنامه از فالاچی میخواهد برای یک سفر دور و دراز به شرق برود و در آن جا درباره زنان تحقیق کند. فالاچی ابتدا مخالفت میکند؛ چرا که زنان را موضوع ویژهای نمیداند. اگر زنان موضوع ویژهای باشند باید در روزنامه ستونی هم به مردان اختصاص دهند.
فالاچی یک شب به دعوت یکی از خویشاوندانش به مهمانی میرود. او در آنجا با دختری آشنا میشود که با وجود موفقیت تحصیلی و کاری، بسیار سرخورده است. این اتفاق نقطه عطفی برای سفر فالاچی به شرق میشود. او در سفری که به کشورهای مختلف شرقی دارد از ایران هم بازدید میکند و مصاحبهی مفصلی با محمدرضا شاه پهلوی انجام میدهد.
فالاچی تصمیم میگیرد از ایتالیا به پاکستان و از آن جا به هندوستان، اندونزی و چین برود که البته موفق به دریافت ویزای چین نمیشود و توفیق اجباری برای سفر به هنگ کنگ پیدا میکند. کتاب جنس ضعیف حاصل مشاهدات او از وضعیت زنان در سفری دور و دراز و البته پر فراز و نشیب است.
ابتدای ورودش به پاکستان، به یک مراسم ازدواج میرود. «از دور فقط چیزی بود با یک صورت، دو پا، دو بازو و یک صورت. بنظر میرسید که یک شی بی جان است که با لباس سفیدی توسط مردان حمل میشود.از افراد حاضر در مراسم میخواهد که اجازه بدهند آنها را همراهی کند. با این درخواست به یک شرط موافق میشود که اسمی از داماد در روزنامه نیاید؛ زن مهم نیست. فالاچی وقتی میفهمد که دختر برای اولین بار در مراسم عروسی داماد را دیده حیرت میکند. اولین گزارش فالاچی از وضعیت زنان در پاکستان به یک ازدواج اجباری و طرد شدگی زنان از جامعه اشاره دارد. او در ادامه به مردسالاری جامعه پاکستان و جایگاه اجتماعی زنان در خانواده اشاره میکند.