در حال نمایش 83 نتیجهمرتبسازی بر اساس محبوبیت
نمایش
همه
جهان كوچك من(چاپ دوازدهم)
جهان بعد از تو، جهان سايهها
شاهزاده هری در آب نمک
دیگر خسته بودم م یخواستم به خانه بروم متوجه شدم خانه به چه مفهوم پیچیده ای تبدیل شده است. شاید هم همیشه این طور بود. به باغستان اشاره کردم به شهر و به ملت ویلی اینجا قرار بود خونه ی ما باشه ما قرار بود تا آخر عمر اینجا زندگی کنیم. ولی تو رفتی هارولد سرم را عقب بردم نمی توانستم چیزی را که می شنیدم باور کنم. اختلاف بر سر اینکه این اوضاع تقصیر چه کسی است یا چطور کار به اینجا کشید را می شد فهمید اما چطور می تواند ادعا کند از دلایل قرار من از سرزمین زادگاهم به کلی بی خبر است؟ سرزمینی که برایش جنگیده بودم و آماده بودم برایش بمیرم سرزمین مادری ام این کلمات ناخوشایند این تجاهل به دلیل فرار دیوانه وار من و همسرم که فرزندمان را برداشتیم و دیگر پشت سرمان را هم نگاه نکردیم. چطور ممکن است؟ به درختان نگاه کردم به پدر نگاه کردم او هم طوری به من خیره شده بود انگار میگفت من هم نمیدونم
با خودم فکر کردم شاید واقعا نمی دانند. راستش را بخواهید شاید خودم هم نمیدانم سرسام آور بود. شاید هم حقیقت داشت. اگر آنها واقعا نمی دانستند چرا رفتم شاید اساسا من را نمی شناختند. شاید هیچ وقت من را نشناخته اند و اگر بخواهم داد انصاف بدهم. شاید من هم آنها را نمی شناختم تنم از این تصور یخ کرد و باعث شد شدیدا احساس تنهایی کنم اما باعث عصبانیتم هم شد. فکر کردم باید به آنها همه چیز را بگویم به پدرم به ویلی و به تمام دنیا!
بسته فرهنگي شازده كوچولو(چاپ سوم)
جنگجوی ظريف(چاپ يازدهم)
درس هایی از خانم شیمی دان اثر بانی گارموس
رد پايت را باد برده
سرپناه بارانی
برسد به دست نيك آفريد
تنها در پاريس و داستان هاي ديگر
كتابخانه نيمه شب
همه چيز از يك شوخي شروع شد
پنج قدم فاصله
هنوز هم من
ماه عسل در پاريس
FIVE FEET APART
Me Before You
After You
گامبی وزير
درباره ی کتاب گامبی وزیر :
داستان این کتاب خواندنی و هیجان انگیز در دهه ی 1960 شروع می شود؛ زمانی که دختری هشت ساله به نام بت هارمون به یک پرورشگاه می رود تا در آن جا بماند؛ چرا که مادرش در اثر تصادف با اتومبیل کشته شده است. بت که کودک ساکت و آرامی ست.توجه شجاع ترین و قدبلندترین دختر پرورشگاه جولین را به خود جلب می کند و با هم دوست می شوند .
پس از تو
Paris For One
دختری كه رهايش كردی
من پيش از تو
آنچه دنبالش هستید در کتابخوانه است
میچیکو آئویاما (نویسنده) در سال 1970 در استان آیچی، هونشو، ژاپن به دنیا آمد. پس از دانشگاه، او گزارشگر یک روزنامه ژاپنی مستقر در سیدنی شد و سپس به توکیو بازگشت و به عنوان سردبیر مجله مشغول به کار شد. آنچه شما به دنبال آن هستید در کتابخانه است در فهرست نهایی جایزه کتابفروشان ژاپن قرار گرفت و به پرفروش ترین کتاب ژاپن تبدیل شد. به بیش از بیست زبان ترجمه شده است. آئویاما در یوکوهاما، ژاپن زندگی می کند.
فریدا چه میکرد
فریدا کالو به همان اندازه که به خاطر روح سرکشش مورد تمجید قرار می گیرد، برای هنرش نیز مورد احترام است، و امروزه نمادی فمینیستی از خلاقیت جسورانه محسوب میشود. نقاشی های او مورد تحسین علاقه مندانش در سراسر جهان قرار گرفته، اما شاید بزرگ ترین اثر هنریاش، زندگیاش باشد. کتاب «اگر فریدا بود، چه میکرد؟» به پوشش خاص این هنرمند، سیاست های صریح و بیباکیاش در عشق و هنر حتی در مواجهه با مشکلات و شکست عاطفی می پردازد. ما شاهد ازدواج پر فراز و نشیب او با نقاش دیواری معروف دیگو ریورا هستیم، در این کتاب جذاب و خواندنی نویسنده، روح جسور فریدا را احضار کرده که زنان را تشویق میکند بی هیچ ترس و واهمهای بیافرینند و حقیقت وجودشان را ابراز کنند.
ایلان ماسک
والتر ایساکسون، زاده ی 20 می 1952، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی است.والتر پس از گذراندن دوران مدرسه به دانشگاه هاروارد رفت و در سال 1974 در رشته ی تاریخ و ادبیات فارغ التحصیل شد. او سپس در کالج پمبروک، فلسفه، سیاست و اقتصاد خواند. ایساکسون حرفه ی روزنامه نگاری را در روزنامه ی ساندی تایمز لندن آغاز کرد و در سال 1978 به مجله ی تایم پیوست.
آبهای شمالی
ایان مگوایر، نویسنده و دانش پژوه انگلیسی است.مگوایر در شهر هال در یورکشایر شرقی به دنیا آمد و در دانشگاه منچستر تحصیل کرد. او مدرک دکترای خود را در رشته ی ادبیات آمریکا در قرن نوزدهم از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. مگوایر، داستان های خود را در مجلات معتبری همچون پاریس ریویو و شیکاگو ریویو به چاپ رسانده است.
آخرین نقاشی سارا دِفُـس
کتاب «آخرین نقاشی سارا دفس» رمانی نوشته «دومینیک اسمیت» که اولین بار در سال 2016 انتشار یافت. وقتی دو هنرمند هلندی به نام «بارن» و «سارا دفس» دخترشان را به خاطر ابتلا به طاعون در سال 1635 از دست می دهند، با مشکلات روحی و مالی شدیدی مواجه می شوند. «سارا» علیرغم این بداقبالی و قانونی که زنان را از کشیدن مناظر منع می کند، اثری را به وجود می آورد که منظره ای زمستانی را به تصویر می کشد.
مردی ثروتمند و ساکن نیویورک به نام «مارتی دگروت» این نقاشی را در سال 1958 به ارث می برد، اما بعد از یک ضیافت خیریه در آپاتمانش، درمی یابد که نقاشی با نسخه ای جعلی جا به جا شده است. جست و جوی «مارتی» برای یافتن نقاشی، او را به بروکلین می برد و با «الی شیپلی» آشنا می کند. سال ها بعد، «مارتی» و «الی» در سیدنی دوباره ملاقات می کنند—جایی که زندگی آکادمیک «الی» به خاطر امکان حضور همزمان نسخه اصلی نقاشی و نسخه جعلی آن در یک نمایشگاه، به خطر می افتد.
جنس ضعیف
اوریانا فالاچی روزنامه نگار ، نویسنده و مصاحبه کننده ی سیاسی ایتالیایی بود. او که در طول جنگ جهانی دوم در جبهه ی مخالف با موسولینی به پدرش در مبارزه کمک می کرد ، فعالیت روزنامه نگاری طولانی و موفقی داشت. فلاچی به دلیل پوشش جنگ و انقلاب در سراسر جهان مشهور شد و "مصاحبه های طولانی ، پرخاشگرانه و آشکار او با بسیاری از رهبران جهان در دهه های 1960 ، 1970 و 1980 مشهور شد. فالاچی همچنین رمان های زیادی هم نوشته است که همگی مورد توجه قرار گرفته اند. در ایران فالاچی را بیشتر با کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد می شناسند.
کتاب جنس ضعیف گزارشی است از زنان مختلف در کشورهای گوناگون جهان. فالاچی به پیشنهاد مدیر روزنامه ای راهی سفر به کشورهای شرقی می شود تا به ثبت گزارشی از زندگی زنان در این کشورهای بپردازد. سفر او از پاکستان آغاز می شود و به سمت کشورهای هند، اندونزی، هنگ کنگ، ژاپن، هاوایی و آمریکا ادامه می یابد. این کتاب به بررسی زندگی زنان در کشورهایی می پردازد که زنان در آن ها به عنوان جنس ضعیف یا جنس دوم شناخته می شوند. او در کتاب جنس ضعیف باورها و سنت های غلطی که سال ها باعث آزار و اذیت زنان در کشورهای مختلف دنیا شده است را بررسی کرده است.
مدیر روزنامه از فالاچی میخواهد برای یک سفر دور و دراز به شرق برود و در آن جا درباره زنان تحقیق کند. فالاچی ابتدا مخالفت میکند؛ چرا که زنان را موضوع ویژهای نمیداند. اگر زنان موضوع ویژهای باشند باید در روزنامه ستونی هم به مردان اختصاص دهند.
فالاچی یک شب به دعوت یکی از خویشاوندانش به مهمانی میرود. او در آنجا با دختری آشنا میشود که با وجود موفقیت تحصیلی و کاری، بسیار سرخورده است. این اتفاق نقطه عطفی برای سفر فالاچی به شرق میشود. او در سفری که به کشورهای مختلف شرقی دارد از ایران هم بازدید میکند و مصاحبهی مفصلی با محمدرضا شاه پهلوی انجام میدهد.
فالاچی تصمیم میگیرد از ایتالیا به پاکستان و از آن جا به هندوستان، اندونزی و چین برود که البته موفق به دریافت ویزای چین نمیشود و توفیق اجباری برای سفر به هنگ کنگ پیدا میکند. کتاب جنس ضعیف حاصل مشاهدات او از وضعیت زنان در سفری دور و دراز و البته پر فراز و نشیب است.
ابتدای ورودش به پاکستان، به یک مراسم ازدواج میرود. «از دور فقط چیزی بود با یک صورت، دو پا، دو بازو و یک صورت. بنظر میرسید که یک شی بی جان است که با لباس سفیدی توسط مردان حمل میشود.از افراد حاضر در مراسم میخواهد که اجازه بدهند آنها را همراهی کند. با این درخواست به یک شرط موافق میشود که اسمی از داماد در روزنامه نیاید؛ زن مهم نیست. فالاچی وقتی میفهمد که دختر برای اولین بار در مراسم عروسی داماد را دیده حیرت میکند. اولین گزارش فالاچی از وضعیت زنان در پاکستان به یک ازدواج اجباری و طرد شدگی زنان از جامعه اشاره دارد. او در ادامه به مردسالاری جامعه پاکستان و جایگاه اجتماعی زنان در خانواده اشاره میکند.
365 راه برای رواقی گری
مادر شوهر
روز ها در كتابفروشی موريساكی
بیصورت
نهنگ گمشده
کافه ای در لبه جهان
دلایلی برای زنده ماندن
اتاق فرار
فرقه ترامپ
استیون حسن،روان شناس آمریکایی و پژوهشگر حوزه فرقهها،در این کتاب به بررسی روشهایی میپردازد که ترامپ برای جذب،تلقین،کنترل حامیانش به کار میگیرد.او نشان میدهد که چگونه ترامپ با استفاده از فریبکاری،ایجاد ترس،نیاز به وفاداری مطلق و تحقیر مخالفان،رفتارهایی مشابه با رهبران فرقهای از خود نشان میدهد...
كافه ادويه كدو حلوايي
خواهر خوب
نواك جوكوويچنواك جوكوويچ
اعترافات مناعترافات من
زني براي خودش
شیتال همیشه دختری دلسوز، عروسی وظیفهشناس، مادری کامل و همسری مطیع و قانع بود. آنچه را از او انتظار میرفت، انجام میداد؛ حال آنكه که رؤیاها، آرزوها و خواستههایش را سرکوب میکرد. اين همه، روزي كه متوجه شد که شوهرش با زنِ دیگری رابطه دارد، تغيير كرد. از فرداي آن روز، او زني است كه براي تحقق رؤیاهايش، خود را در كاري كه بدان عشق ميورزد، غرق ميكند. بدون توجه به ناملايمات، زندگیاش را دوباره میسازد؛ این بار اما، به عنوان یک زن. او در وجودش قدرتی را کشف میکند که از آن بیخبر بود و آن هنگام است که در جادهي زندگي، با يك دوراهي مواجه ميشود. این بار مهم نیست که چه چیزی را انتخاب میکند، هر تصمیمي كه بگيرد، وضع موجود را برهم خواهدزد ...
درمانگر
كتاب "درمانگر" روايتی از يك تراپي غير معمول است...
...وهایم را میگیرد، آنها را بالای سرم بلند میکند و به آرامی و کمکم میگذارد دور شانههایم بریزند. در آینه نگاهش میکنم و از چیزی که میبینم میلرزم. او با مردی که من میشناختم یا فکر میکردم میشناسم، آنقدر متفاوت به نظر میرسد که انگار، کس دیگری است.
... زندگی من کامله. اما من خوشحال نیستم. از گفتنش احساس وحشتناکی دارم، اما این حقیقت داره.
بیقراریاش احساس میشود. خودکارم را برمیدارم و کلمات «وحشتناک» و «حقیقت» را یادداشت میکنم، سپس روی صندلیام به جلو خم میشوم.
ـ میدونی هنری دیوید ثورو چه اعتقادی داشت؟ اون میگه: خوشبختی مثل یه پروانهاس. هرچه بیشتر اونو تعقیب کنی، بیشتر از تو فرار خواهد کرد. اما اگه توجه خودتو به چیزای دیگه معطوف کنی، میآد و به آرومی روی شونهت مینشینه.
لبخند میزند، آرام میگیرد. این همیشه کار میکند